|
???? ????
???? ???? ????? ???? ???? ? ????? ????? ?? ????? ?????? ------------------------------ *???? ???? ????* ??????
![]() ای عشق در آتش تو فریاد خوش است هر کس که در آتش تو افتاد خوش است بیداد خوش است از تو , وز هستی ما خاکستر کی سپرده بر باد خوش است ای دل به کمال عشق آراستمت وز هر چه به غیر عشق پیراستمت یک عمر اگر سوختم و کاستمت امروز چنان شدی که میخواستمت ???????
??????? ? ??????
?????????
????? ?????
4/21/2006 - 5/21/2006 12/22/2005 - 1/20/2006 10/23/2005 - 11/21/2005 9/23/2005 - 10/22/2005 6/22/2005 - 7/22/2005 5/22/2005 - 6/21/2005 ????? ??????
???? ????
Powered By BLOGFA.COM |
our love
One day I wrote her name upon the strand But came the waves and washed it away Agayne I wrote it with a second hand But came the tide, and made my paynes his pray “Vyne man”, said she, “ that doest in vaine assay A mortall thing so to immortalize For I my selve shall lyke to this decay And eek my name bee wiped out likewise.” Not so ,” quod I, “let baser things devise To dy in dust, but you shall live by fame My verse your virtues rare shall eternize And in the heavens wryte your glorious name Where whenas death shall all the world subduew Our love shall live , and later life renew.” روزی نامش را بر شنهای ساحل نگاشتم ولی امواج فرا رسیدند و آن را شستند و پاک کردند بار دیگر نامش را نوشتم اما جزر و مد رنجم را طعمه ی خویش ساخت .گفت" ای خیره سری که بیهوده می کوشی تا مخلوقی فانی را اینچنین جاودانه سازی ، من خود همچو این نقش زوال می پذیرم و نامم نیز بدین سان محو خواهد شد ."گفتم"چنین نیست،موجودات فرومایه می میرند و بدل به خاک می شوند، ولی تو با آوازه ات زنده خواهی ماند:شعرم اوصاف نادرت را ابدی خواهد ساخت و نام شکوهمندت را بر افلاک خواهد نگاشت .در آنجا وقتی مرگ جهان را سراسر مقهور بسازد،عشق ما زنده خواهد بود و حیات دوباره از سر خواهد گرفت ."
به آرومی با تو بودن
یه جورائی باز دلم گرفته نمیدونم چرا نمیدونم چرا وقتی به تو فکر میکنم یهوئی از دنیا میپرم فکرشو کردی وقتی تو ساحل قلبم راه میری فکرشو کردی وقتی که تو دریای اشکام شنا میکنی یا وقتی که تو آسمون چشمام پرواز میکنی یا وقتی که شبها به خوابم میای و به درد دلهام گوش میدی یا وقتی که با اشک چشمام وضوی عشق میگیری یا وقتی که به نقاشی طلوع زندگیم سفید پوشی و به نقاشی غروب زندگیم سیاهپوش میدونی آروم میشم میدونی آروم میشم اما نه به آرومی روزهای دریا میدونی آروم میشم اما نه به آرومی شبهای صحرا فقط به آرومی با تو بودن
تا کی تنهائی
دوست دارم وقتی به آسمون نگاه میکنم تو اولین پرنده ای باشی که میبینم دوست دارم وقتی به دریا نگاه میکنم تو اولین پری باشی که میبینم دوست دارم وقتی میخوابم تو اولین خوابی باشی که میبینم دوست دارم شبها وقتی به ستاره ها نگاه میکنم تو تنها ستاره ای باشی که میبینم دوست دارم وقتی تنهام تو تنها کسی باشی که وجودت منو از تنهائی در میاره ولی افسوس که خدا برای پیشانی من مهر تنهائی را انتخاب کرد
تنهایم
هیچکس تنهائیم را حس نکرد لحظه ویرانیم را حس نکرد در تمام لحظه هایم هیچکس وسعت حیرانیم را حس نکرد هیچکی تنهائیم را حس نکرد آن که سامان غزلهایم از اوست بی سر و سامانیم را حس نکرد |
|
This Template Designe By TemplateFA - All Rights Reseived By lovecity.Blogfa.Com |